قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

280

تاريخ نگارستان ( فارسى )

در آغوش شاهدان شيراز كه در عشوه و ناز سرخيل خوبان طرازند آوردند امير تيمور و غياث الدين منصور شول كه از جملهء ملازمان و هواداران امير شيخ بودند غافل بشيراز ريختند و شاه سلطان بنابر كمال لوندى و غفلت تاب مقاومت نياورده فرار كرد امراى مذكور محلهء موردستانرا غارت نموده رئيس ناصر الدين متوارى شد و بعضى از اتباع او بقتل آمدند بالجمله در اينروز جمعى از محلهء موردستان چادر زنان بر سر كرده بخانهء خويشان به كازرون رفتند و قبل از اين محمد مظفر در موضع گوشك زر از اتفاق امير تيمور و امير غياث الدين منصور واقف شده شاهزاده شاه شجاع را بواسطهء اطفاء آن نايره بشيراز روانه ساخته بود اتفاقا شاهزاده در همانروز مقارن آنحال كه مخالفان در محلهء موردستان آتش بيداد برافروخته بودند از دروازهء اصطخر بامداد رئيس ناصر الدين به شهر درآمده امير تيمور را كه خميرمايهء آن شر و شور بود بكشت و امير غياث الدين شول فرار كرده مبارزان آتش قتل و غارت در محله كازرون زدند قضا را صباح همان دسته كه چادر بسر كرده بخانهء اقوام بمحلهء موردستان رفته بودند بيت : در آنزمان كه بود بيم جان شگفت مدار * به زير چادر ناهيد اگر خزد بهرام و بقيهء رندان و اجامرهء آن محله عرصهء تيغ سياست گشتند و قريب سيصد نفر بقتل رسيدند و مدت يكسال و نيم در آنجا كسى ساكن دارى نبود . فرع : پوشيده نماند كه اصل امير محمود شاه پدر شيخ ابو اسحاق از شيراز است و مؤلف گزيده او را بدينموجب از اولاد خواجه عبد اللّه ميداند محمود شاه بن محمد بن فضل اللّه مشهور بآقا خواجه مدفون در قريهء سولقان قزوين بن ابى سعد بن نصر اللّه بن محمد بن عبد اللّه انصارى و چون بعرف زمرهء مغول املاك خاصهء سلاطين را اينجو گويند خدمتش بنابر سر كارى آنها بشرف قرب سلاطين سرافراز گشته بدين لقب سمت امتياز يافت و در اوان استيلاى امير چوپان اقتدار يافته اسباب و املاك فراوان بدست آورده اكثر اهالى شيراز غاشيهء اطاعتش بر دوش گرفته در جرگهء ملازمانش منتظم گشتند و بعد از مرك سلطان ابو سعيد كه هرج و مرج به حال مملكت راه يافته ملوك الطوايف علم استيلا برافراختند و در هر گوشهء متقلبى سربرآورده با يكديگر نميساختند شيخ ابو اسحاق نيز الكاى فارس سيما شيراز كه اكثر ملك موروثى او بود بدست فروگرفته در سنهء 744 اربع و اربعين و سبعمأة سكه و خطبه باسم خود زد و مدت چهارده سال پادشاهى كرد بكرات و مرات ميانهء او و امير محمد مظفر نبرد شد آخر الامر در اصفهان بدست شاه سلطان خواهرزاده و داماد جناب مبارز الدين گرفتار گشته او را بشيراز آوردند و حسب الامر امير محمد مظفر بدست ورثهء امير حاج ضراب داده در تاريخيكه از اين قطعهء خواجه حافظ مفهوم ميگردد مقتول گشت